کرمانشاه، میدان خالی | سید امیرحسین بنی اشراف

از گذشته‌های دور و همپای شکل‌گیری دستگاه‌های دولتی، نزدیکی به آن‌ها، همراه با دستیابی به امکاناتی بوده است که به‌راحتی در دسترس دیگران نیست. در دوران قاجار همین‌که فردی از طرف دربار والی ایالتی می‌شد، از فرصت‌های تجاری، کشاورزی و مستغلات برای خود و خانواده و اطرافیان خود بهره‌برداری می‌کرد. چنین برداشتی از پست و مقام، به دلیل ماهیت قومی- قبیله‌ای ساختارها، به‌خصوص در شهرهای مثل کرمانشاه همچنان پابرجاست و خودش را بازتولید می‌کند. وقتی سیاست میانبری برای رسیدن به آرزوها شد، افراد از کودکی می‌آموزند نه‌فقط برای تأمین مطالبات شخصی، حتی برای تأمین مطالبات اجتماعی و سیاسی خود، به دستگاه دولتی نزدیک شوند. پرفسور محمود سریع القلم دراین‌باره می‌گوید: «وقتی دولت مسئول تأمین معاش مردم باشد، آنان را در ساختاری قرار می‌دهد که خودبه‌خود تنبل می‌شوند و خلاقیت و نوآوری خود را از دست می‌دهند. ایرانی‌ها در جهان به ملتی بااستعداد معروف هستند ولی عمده این خلاقیت، در خارج از ایران متبلور است؛ زیرا ساختار داخلی اقتصادی ما به‌شدت تحت عملکرد و اولویت‌های دولتی است.» بنابراین با تمرکز و توجه به فضاهای سیاسی، سایر عرصه‌های فعالیت، رها می‌شود. با تجمیع قدرت و پول در سیاست و به وجود آمدن این احساس که دسترسی و نزدیکی به قدرت دولتی با خود امنیت می‌آورد، فعالیت اقتصادی به کارمندی محدود می‌شود و دیگر هیچ‌کس به فکر کسب تخصص و خلق یک حرفه جدید نیست. سریع القلم دراین‌باره می‌گوید  «افرادی که مستقل از دولت، کار و درآمد و سرمایه تولید می‌کنند، شخصیت متفاوتی نیز دارند. کسی که بافکر خود، درآمد تولید می‌کند، نیازی به صنعت مخرب چاپلوسی، تملق و توجیه وضع موجود ندارد… هنگامی‌که شهرت یافتن، دولتی شود، افراد سعی می‌کنند در حاشیه دولت بمانند تا به‌طور طبیعی غریزه‌های آن‌ها ارضا شود.» مشکل آنجا پیچیده‌تر می‌شود، که به‌جز مطالبات شخصی، مطالبات عمومی از سوی فعالان اجتماعی نیز از طریق دستگاه‌های دولتی پیگیری می‌شود. وقتی چنین می‌شود فرهیختگانی که تاب ورود به چنین وادی‌ای را ندارند، پس از اندک مدتی فعالیت در عرصه‌های مدنی خانه‌نشین می‌شوند و ناامیدی پیشه می‌کنند. از این به بعد عده‌ای با خالی یافتن میدان و ورود در حوزه‌های مؤثر اجتماعی، مثل ان جی اوها، مطبوعات، شورای شهر و… نمایندگی خواسته‌های مردم را به عهده گرفته ولی تمرکز را بر خواسته‌های فردی یا قومی می‌گذارند و این چرخه ادامه دارد. دانشگاه‌ها پر است از اساتیدی که معتقدند نباید اعتبار خویش را با حضور در فعالیت‌های اجتماعی در معرض لطمه قرارداد. اگر سالهای سال است که اعضای ادوار شورای شهر کرمانشاه بر مدار اختلاف می‌چرخد، به این دلیل است که میدان را برای این کار خالی دیده‌اند. نظارت‌های عمومی مقطعی هیچ‌گاه نتوانسته است یارای این حجم از مشکل و حاشیه باشد، بنابراین این بار چاره کار حضور و نظارتی مستمر و متحد از سوی مطبوعات، دانشگاهیان و فعالین سیاسی و اجتماعی است. حضوری مستقل که متکی به سیستم اجرایی و گرفتاری های مبتلابه آن نباشد.

صفحه مطلب

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree