کرمانشاه، جامعه کلنگی | سید امیرحسین بنی اشراف

حرف و حدیث درباره علتهای عقب ماندن ایرانیان در مقایسه با غرب بسیار است. شبیه به این بحث درباره عقب ماندگی کرمانشاه در مقایسه با شهر ها و استان هایی توسعه یافته تری مثل تهران، تبریز و اصفهان و … وجود دارد. دامنه پاسخ هایی که به هردوی این سوالات داده می شود مسائلی چون، فرهنگ، اقتصاد، مسائل جغرافیای و … را در بر می گیرد. یکی از پاسخ ها به چرایی عدم پیشرفت ایرانیان، تئوری «جامعه کوتاه مدت» یا «جامعه کلنگی» است که «همایون کاتوزیان» در مقاله ای با همین نام ارائه کرده است. بر اساس تئوری ایران جامعه ی کوتاه مدت، در دوره های کوتاه مدت طبقات لشگری, دیوانی و مالک در تاریخ ایران چیزی نمایان بوده است. اما هیچ گاه این طبقات در دوره های طولانی مدت حضور نداشتند. توصیفی که کاتوزیان برای جامعه ی کوتاه مدت ایران به کار می برد، خانه ی کلنگی است. چنان است که مالک جدید، به جای نوسازی خانه و افزودن بر سرمایه ی موجود, کل آن را ویران می کند و بنایی جدید می سازد. جامعه کوتاه مدت یعنی جامعه ای که در آن چشم انداز بلندمدتی چه در زندگی کلان و چه در زندگی خرد وجود ندارد. یعنی اینکه هم در چشم انداز، جامعه کوتاه مدت است و هم در زندگی فردی. گواه این موضوع برخی ضرب المثلها همچون «شش ماه دیگر کی مرده، کی زنده؟» یا «از این ستون تا آن ستون فرج است» یا «یک سیب را که بیندازی بالا ده تا چرخ می خورد تا بیاید پایین» است. اینها همه نشان از آن دارد در این فرهنگ برنامه ریزی برای آینده هیچ معنایی ندارد. در این فرهنگ امنیت فردی و اجتماعی دری کمیاب است و فرد همواره انتظار می کشد هر آنچه اندوخته است یک شبه بر باد رود. انباشت سرمایه به عنوان آنچه که برای توسعه نیاز است، در این سیستم اتفاق نمی افتد؛ چرا که اطمینانی نیست آنچه اندوخته شد با وضع قانونی جدید، جابجایی مسئول و… برباد نرود. حاصل امر عقب ماندن از غافله پیشرفت است.در این میان کرمانشاه نمونه بارزی از جامعه ی کوتاه مدت است. «کُره ولمان کن» ترجمه صیحی از همان ضرب المثلهایی است که پیشتر آمد و در فرهنگ ما کرمانشاهیها غلظتی بیشتر می یابد. جامعه ای که در آن عمر مدیریت مدیران کوتاه است و هیچ کس اطمینانی از بقای هرچند کوتاه مدت خود بر صندلی‌اش ندارد.
در بیشتر مواقع با تغییر هر استانداری و آمدن استاندار جدید، بسیاری از برنامه ها ی تعریف شده استاندار قبلی از بین می رود، غافل از آنکه پشت هر یک از این برنامه ها ممکن است عده ای، روزها و ساعت ها برنامه ریزی کرده و مطالعه کرده باشند. بسیاری از برنامه هایی که یک شبه توسط مدیران جدید برچیده می شود، ممکن است محل ایراد باشد، اما بجای اصلاح ساختار از پیش موجود، این خانه را ویران و خانه ای از نو بنا می کند تا منتظر تیشه ای دیگر باشد که قرار است بزودی از راه برسد و بر ریشه این خانه فرود آید. چنین است که در کرمانشاه در فضایی که در آن بی اعتمادی موج می زند، عده زیادی به هر صندلی چشم دوخته اند تا صاحب آن را به زیر بکشند و مدتی هرچند کوتاه خودشان بر آن تکیه بزنند. فعالیت های سیاسی هم پیرامون همین کار شکل می گیرد و اینجا تنها جایی است که «کرُه ولمان کن» کارکرد ندارد. چنانچه بعدها برای دیگر استانداران این استان نیز خواهد افتاد. عاقبت امر در این بستر «ثبات» گمگشته اصلی راهی است که قرار است این استان را به سمت توسعه ببرد. چاره کار هرچه هست از راهکارهای سیاسی و راهروهای استانداری نمی گذرد و باید آن را در حوزه های فرهنگی جستجو کرد.

 

صفحه اصلی / ادامه مطلب

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree