پایدیا- قسمت اول | سید امیرحسین بنی اشراف

پایدیا دوره ای سه جلدی است از دانشمد یونان شناس آلمانی به نام ورنر یگر با ترجمه محمد حسن لطفی. این کتاب انسان را به یونان باستان می برد و به معرفی تاثیرات متقابل تاریخ و فرهنگ یونان می پردازد. به عقیده آقای یگر موضوعش، مطلبی است که تا کنون هیچ کس به آن نپرداخته است. آنچه در این شماره و در ادامه می خوانیم برداشتی است از این کتاب گرانبها که می تواند راهنمای ما در بسیاری از اندیشه هایمان باشد.

پایدیا واژه ایست در فرهنگ و ادب یونان باستان، به معنی تربیت و موضوع آن شکل بخشی به سیرت انسان است. مفهوم پایدیا نه مفهومی فردگرایانه بلکه مفهومی انسان گرایانه است و مراحلی از ویژگی های جسمی و روحی است که جامعه باید آن را فرا گیرد و به نسل بعد منتقل کند. شاعران، مردان سیاسی و حکیمان حاملان این پایدیا هستند. و هر نسل آجری بر این بنا می افزاید تا نقشی در شکل گیری تاریخ تفکر مغرب زمین نقشی داشته باشد. این کلید تمدن غرب است و آشنایی با سیر تاریخی و فلسفی آن شاه کلیدی است برای آنان که بخواهند این مسیر را منهای اشتباهاتی که مغرب زمین مرتکب شد طی کنند. اهمیت یونانیان از نظر تاریخ جهان به عنوان مربی، ناشی از دریافت تازه ای است که از مفهوم فرد دارند و خویشن به معنی دیدن خود در جمع است. به عبارتی دیگر پایدیا عبارت است از آنکه هر فرد موقعیت خود را در جامعه پیدا کند. برای انسان یونانی مبانی حقیقت آیدوس است. آیدوس نمونه ای آرمانی و تکامل یافته از هر آن چیزی است که در هستی وجود دارد. هدف پایدیا رساندن انسان به معنای حقیقی و آن انسان آرمانی و تکامل یافته است. فلسفه این تربیت از شعر و هنر یونانی شروع می شود. فلسفه ای که تنها شامل عناصر عقلی نیست و برای هر چیزی الگویی را در واقعیات و اسطوره هایش جای داده است.

اینان خدایانی دارند که در عین قدرت دارای تساهل و مدارا هستند و هریک گوشه از از نظم هستی را برقرار ساخته است. بر مبنای افتخار جویی، خدایان، اسطوره ها و پهلوانان از آدمیان انتظار پرستش دارند و آن که بزرگتر است انتظارش بیشتر. اما این افتخار جویی نه به معنی منفی آن بلکه کیفیتی اخلاقی و محرکی مثبت است.

اشراف نه به معنای سه هزار میلیاردی بلکه به مفهوم بزرگ منش بازیگران اصلی این اسطوره ها هستند و آرمان تربیت متعلق به این طبقه است. اشرافیت واژه ایست که با فضیلت(آرته) گره خورده و فقط با تربیت سخت گیرانه حاصل می گردد. برای یک فرمانروا یا یک مرد شریف جنگاوری کافی نیست و شرافت تنها در کنار اخلاق معنا می یابد. علامت اصلی شرافت احساس وظیفه ای است که آن شخص دارد. و این احساس وظیفه هم مانند هر چیز از آیدوس ریشه می گیرد. بر همین اساس هر یک از اشراف که از آیدوس تخطی نماید از طرف خدایان مورد کیفر عادلانه قرار می گیرد. آنچه درباره خدایان و اساطیر قابل توجه است آنکه اینان با همه عظمت خود دارای عواطفی انسانی هستند. شاد، غمگین و عاشق می شوند و گاهی درد می کشند. وقتی اساطیر قومی آنقدر در دسترس هستند که مردم حس می کنند آنان هم زندگی ای شبیه به خودشان دارند، از سیر به سمت تکامل و نزدیک شدن به آن اسطوره نا امید نشده و همواره سعی در حرکت به سوی آن منبع کمال دارند.

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree