نه به صنعت موفیت | سید امیرحسین بنی اشراف


🔰 از نظر نظریه‌پردازان انتقادی مکتب فرانکفورت، قدرت سرمایه‌داری میل به استمرار و حفظ وضع موجود دارد و برای این کار فرهنگ و هنر را به خدمت می‌گیرد. ضمن آنکه فرهنگ حالا ابزاری پول‌ساز است. ‌

🔰 صنعت فرهنگ اصطلاحی است که به این منظور به کار می‌رود. صنعت فرهنگ وظیفه دارد علاوه بر حفظ وضع موجود شما را به سمت مصرف‌گرایی و روحیات مصرف‌گرایانه ببرد. ‌

🔰 مردمی که بی‌هدف شده اند دنبال سرگرمی هستند. صنعت‌فرهنگ با به کار گرفتن تکنولوژی، رسانه و تبلیغات سرگرمی‌ها و تفریحات و نئشگی را فراهم می‌آورد که همراه با یاس و وازدگی است. ‌

🔰 این نوع هویت‌های فرهنگی «نفی سبک» هستند یعنی به نسبت فرهنگ و هنر اصیل تقلیدی و تصنعی‌اند. ‌
🔰 این نوع آثار از طریق تکرار موضوعات، آنها را درونی میکنند و جا می‌اندازند. ‌
🚩 و اما من از اصطلاح «صنعت موفقیت» به عنوان زیرشاخه‌ای از صنعت فرهنگ حرف میزنم. ‌‌

🚩یک بار همه کتابهایی که درباره موفقیت و اصول آن خوانده‌اید مرور کنید. همه این کتابها با داستانی شروع می‌شود که یک انسان فقیر و بدبخت با تحول در فکر و اندیشه‌اش زندگی خود را دگرگون می‌کند. یعنی بدبختی و بیچارگی در تفکرات ماست بنابراین نیازی نیست در همکاری با اطرافیانم محیط پیرامون تغییری بدهیم. (به‌عنوان مثال در برابر یک رییس ظالم، من برای موفقیت در شغلم باید فکرم را عوض کنم نه در اتحاد با همکارانم رییس ظالمم را. من در بهترین حالت شغلم را عوض می‌کنم.) و این‌چنین وضع موجود حفظ می‌شود. از این نگاه بهانه‌تراشی ممنوع است و افکار منفی، اتفاقات منفی را به همراه دارد. ‌‌

🚩 اکثر این کتاب‌ها و همایش‌ها برنامه‌ ثابتی را ارائه می‌دهند که به محیط اطراف شما هیچ توجهی ندارند. اگر موفق نمی‌شوید، مقصر شمایید. آنها کاری ندارند که شما در چه خانواده، شهر و چه کشوری زندگی می‌کنید و حتی این برنامه با فرهنگ شما مطابقت دارد یا خیر؟ ‌‌

🚩 کتاب‌ها و به‌خصوص همایش‌های موفقیت همچون سرگرمی‌های مدرن حاوی نشاطی زودگذر است. در تبلیغات این همایش‌ها-که از روش‌های فروش و بازاریابی مدرنی استفاده می‌کنند و در بسیاری از آنها فقط کسب حداکثر سود بیشتر ملاک است- باروش‌های لحظه‌ای سعی در شادکردن و ایجاد انگیره در مخاطب دارند. احساسی که خیلی زود با دور شدن از همایش از بین می‌رود. ‌ ‌

🚩 از نگاه صنعت موفقیت، ثروت و رسیدن به مصرف‌گرایی همان سعادت است و توجهی به اخلاق، شکوفایی استعدادهای فردی، کمال انسان و … نمی‌شود. هرکس ثروت دارد، حاصل نیروی فکری و شایستگی خودش است. بنابراین ثروت کسب ثروت به هر طریقی هم‌معنای شایستگی است. ‌

🚩 و اما درباره ویژگی تکرار: محتوای اکثر این کتابها و همایش‌ها شبیه به هم و کاریکاتوری از رواشناسی اصیل است. همچنین و ارائه و کاربرد جملات انگیزشی بخشی از مکانیزم تکرار و درونی سازی است. ‌

🔰 چاره چیست؟ ما سعادت را با ثروت اشتباه گرفته‌ایم. سعادت نه به معنای کسب ثروت در گروه تقویت فردیت مثبت و مطالعه منابع اصیل، تفکر انتقادی و … است چنانکه به مرحله ای برسیم که بتوانیم در هر بستر و شرایطی -بدون نسخه قبلی نامتناسب با اوضاع ما- خردمندانه تصمیم بگیریم. سعادت در گروه کشف و پرورش همه استعدادهای ما در همه ابعاد است.

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree