روی آوردن به زندگی شهری را یکی از نشانه های ورود به برافراشته شدن پرچم تمدن آن دیار می دانند که حداقل تاثیر زیست در فضاهای شهری، محیط و بستری در جهت شکل گیری بنیان های ذهنی و رفتاری افراد جامعه را فراهم می نماید

و قطعا درجامعه پذیری ایستارهای فلسفی و سیاسی موثر بوده اند. این پژوهش با تاکید بر اشتراک دو نگرش مدرن و سنتی نسبت بهتاریخ زندگی بشر درباره ادعای قابل کشف بودن حقیقت، شهر را به عنوان مرکز شکل گیری زندگی موردمطالعه قرار می دهد.بنابراین حیات شهری با این رویکرد بررسی می شود که ساختیابی یک شهر صرف نظر از مورد ازدحام قبایل در منطقه ای خاصکه آن را باید اجتماع روستاها و قبایل دانست آنجا که از چاشنی نظام اندیشگی برخوردار بوده است یا مبتنی بر یک گرایشفلسفی کلاسیک بوده، یا بهره مند از نظام سنجش پذیر مدرن می باشد. گرایش کلاسیک با تکیه بر یک کیهان شناسی و گرایشمدرن با تکیه بر نظام اعداد، نظم مبتنی بر هندسه را معیار منطقی بودن به معنای وقوف بر حقیقت و سازواری درباره یکمجموعه مثل شهر می داند. بر همین اساس این متن، هارمونی را به عنوان ارتباط اجزاء با یک کل در شهر کرمانشاه از منظرانطباق بر منطق در گرایش کلاسیک و مدرن به تحقیق می پردازد. فرضیه این پژوهش این است که شهر کرمانشاه، فاقد این دومولفه ی پشتیبان نظری در بنیان زندگی شهری می باشد. به عبارت دیگر فاقد هارمونی ذکرشده در شکل جغرافیایی و پراکندگیو توزیع جمعیتی است که رفتارهای سیاسی و اجتماعی نمود می یابد. سامان این پژوهش ضمن بررسی مولفه های نظم مدرن وکلاسیک به بررسی هارمونی هندسی در چندین شهر و سپس به مطالعه شهر کرمانشاه پرداخته و در پایان به نتیجه گیری وارایه پیشنهاد می پردازد.

دانللود اصل مقاله

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree