نقدی بر سند مطالبات کرمانشاه از رییس جمهور | سید امیرحسین بنی اشراف

تقریباً از پس فردای پیروزی دکتر روحانی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مبحث توسعه و استان کرمانشاه نقل محافل شد و بسیاری دوستان را دیدم که شروع به نوشتن سند مطالبات از رییس جمهور منتخب کردند. در این میان نوشته با عنوان “سند مطالبات استان کرمانشاه از دولت یازدهم(کلیات)” در نشریات استان به چاپ رسید که در آن گفته شده بود این سند به وسیله ی گروهی از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، پژوهشگران، کارشناسان، بزرگان قبایل، کشاورزان مدیران صنایع، مدیران اصناف و تجار شهر کرمانشاه تهیه شده است. بدیهی است که تهیه چنین سندی بر عهده چندی از اساتید و فعالین سیاسی و نهایتاً شاید با مشورت با تعداد محدودی از اقشار بالا صورت گرفته است. شاهد این مدعا مدت زمان اندکی (کمتر از یک ماه) است که در آن این سند تهیه و منتشر گشته است. بنا براین اولین نقد متوجه نام این مطالبه نامه است. سند مطالبات استان کرمانشاه*. جای سوال است که چگونه چند نفر از خود را نماینده مردم یک استان می دانند و بیانات خود را به عنوان سند مطالبات استان دو میلیون نفری کرمانشاه معرفی می کنند؟ آیا این سند به تایید اکثریت مردم یک جامعه رسیده است؟ بهتر نبود این بزرگواران خواسته هایشان را تحت عنوان دیگری مطرح می نمودند؟ چنانکه این بزرگواران تا به حال سخنگوی مردم نبوده اند نیک است از این پس نیز جانب حق را نگاه داشته و بیان مطالبات را به عهده خود مردم بگذارند. و اما مهم ترین نقد وارده، به مطالبات فرهنگی و اجتماعی مطروحه در این سند باز می گردد که یقیناً مطالبات و اولویت های فرهنگی مردم این استان نیست. نگارندگان مهمترین آسیب فرهنگی-اجتماعی استان کرمانشاه را گذار از یک جامعه سنتی- عشیره ای و ایلی به یک جامعه تجاری و مدرن می دانند .

این جملات برای دانش آموختگان علوم اجتماعی یادآور شخصیت هایی چون پارسونز، تونیس و… است. نگاهی که یک نگاه خطی به توسعه دارد و معتقد است که یک جامعه عقب مانده با گذار از مراحلی که عموماً جوامع غربی تجربه کرده اند به توسعه دست خواهد یافت. این نگاه بدون توجه به بسترها معتقد است با ایجاد شرایط یک جامعه صنعتی می توان خصوصیات مثبت فرهنگی و اجتماعی را تقویت کرد. بنا براین ضمن ابتلا به بت وارگی که یک جامعه صنعتی را خوب و مدینه فاضله می داند، فرا زمانی و فرا مکانی است. نسخه ای که می پیچد یکی است. کاری ندارد برای کیست و کجاست. پاسخ یکی است صنعتی شدن. حال آنکه برعکس این نگاه منسوخ این این تمایلات بازیگران و خصوصیات فرهنگی مردم است که یک جامعه را به سمت توسعه و صنعتی شدن می برد. نه آنکه صنعتی شدن بخواهد اوضاع فرهنگی یک جامعه را دگرگون کند.

بخش هایی از مطالبات فرهنگی اجتماعی ذکر شده در این سند بدین شرح است:

– تسریع در احداث جاده دوبانده قصر شیرین به کرمانشاه و ایجاد جاده دوبانده پایه از استان های دیگر به کرمانشاه!

– ادامه ساخت مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درامد به صورت شهرک یا شهر جدید یا ویلایی!

– ایجاد سازمان توسعه روستایی کشور در جهت ایجاد هماهنگی های لازم در خصوص توسعه روستاها!

– تسریع در اجرای پرژه دهکده المپیک!

– توسعه باشگاه های ورزش حرفه ای!

– تسریع در اجرای پروژه منوریل!

– تسریع در ساخت تله کابین!

– توجه و اعتبار لازم به خدمات شهری و مبلمان شهری برای کلیه شهرهای استان!

– توسعه و تقویت دانشگاه صنعتی کرمانشاه

– توسعه و تقویت سطح آموزشهای مهارتی چند گانه سبک زندگی، فنی و حرفه ای، پایه و کسب و کار در همه سطوح فعالان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

– توجه به محوریت بخش بهداشت و درمان استان در کل منطقه غرب کشور و تقویت زیرساخت های اصلی این حوزه از فعالیت های اجتماعی

– توسعه و تقویت رشته های فرهنگی و هنری در دانشگاه های مادر و اصلی استان

حتی اگر فرض بر آن بگیریم که با صنعتی شدن کرمانشاه، فرهنگ یک جامعه صنعتی بر این استان حاکم شود، چه کسی می تواند ادعا کند که این پدیده ای نیک است؟ یارمحمدخان کرمانشاهی، زبان و لباس محلی، بازار سنتی، مسجد حاج شهباز خان و عمادالدوله، را کجای چنین فرهنگی می خواهید جای دهید؟ چند درصد از مواردی که مطالبات فوق آمد شامل موارد فرهنگی است؟ آیا تجویز جاده دوبانده، قطار شهری و منوریل برای بیماری که از نبود نگارخانه، سالن تئاتر، سینما، کتابخانه و …. رنج می برد امری شایسته است؟

—————————————————————————————-

* که احتمالا منظور مردم کرمانشاه بوده است، کاربرد مطالبات استان کرمانشاه از لحاظ دستوری اشتباه است

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree