سیاست‌بازی در شهر | سید امیرحسین بنی اشراف

یکی از مشخصه‌های بارز فضای سیاسی در کرمانشاه و ایران در سال‌های اخیر که نمود آن را می‌توان در انتخابات‌های پشت سر گذاشته مشاهده کرد، حضور چشمگیر بازیگران جوانی است که جناح‌های مختلف با تلاش برای جلب نظر آن‌ها سعی می‌کنند کفه ترازوی قدرت را به نفع خود سنگین‌تر کنند.
از این جوانان همیشه به‌عنوان کنشگران دغدغه مند بی‌ادعا یاد می‌شود که خالصانه و هوشمندانه در چنین مواقعی ظهور پیدا می‌کنند و با درک شرایط حساس جامعه با حضور خود، کشور را از افتادن به ورطه‌ای هولناک نجات می‌دهند. ما شاهد افرادی هستیم که تا سال‌های سال پس از فارغ‌التحصیلی خود را فعال سیاسی- دانشجویی معرفی می‌کنند و بعضاً از سال‌های اولیه جوانی، سودای نمایندگی و پست و مقام‌هایی این‌چنین در سردارند؛ اما چرا کنش گران جوان، بیش از سایر عرصه‌ها سیاست را برای فعالیت انتخاب می‌کنند؟ شاید بتوان نشانه‌هایی از چرایی این موضوع را در ویژگی‌های فرهنگ سیاسی ایرانیان یافت. دراین‌باره پروفسور محمود سریع القلم، در کتاب فرهنگ سیاسی ایران، بیان می‌دارد که: «اصول رفتار افراد را باید در ساختارها جستجو کرد.
از دوران‌های قدیم در ایران، نزدیکی به دستگاه دولتی، امکانات فراهم می‌آورده است. همین‌که فردی از طرف دربارقاجار والی ایالتی می‌شد، از فرصت‌های تجاری، کشاورزی و مستغلات برای خود و خانواده و اطرافیان خود بهره‌برداری می‌کرد.» در چنین جامعه ایست که کنش ها معطوف به امر سیاسی می‌شود. بر همین اساس است که افراد از کودکی می‌آموزند نه‌فقط برای تأمین مطالبات شخصی، بلکه برای تأمین مطالبات اجتماعی و سیاسی خود، عرصه سیاست را انتخاب کنند.
سریع القلم همچنین می‌گوید: «وقتی دولت مسئول تأمین معاش مردم باشد، آنان را در ساختاری قرار می‌دهد که خودبه‌خود تنبل می‌شوند و خلاقیت و نوآوری خود را از دست می‌دهند. ایرانی‌ها در جهان به ملتی بااستعداد معروف هستند ولی عمده این خلاقیت، در خارج از ایران متبلور است؛ زیرا ساختار داخلی اقتصادی ما به‌شدت تحت عملکرد و اولویت‌های دولتی است.» بنابراین با تمرکز و توجه به فضاهای سیاسی، سایر عرصه‌های فعالیت، رها می‌شود. با تجمیع قدرت و پول در سیاست و به وجود آمدن این احساس که دسترسی و نزدیکی به قدرت دولتی با خود امنیت می‌آورد، فعالیت اقتصادی به کارمندی محدود می‌شود و دیگر هیچ‌کس به فکر کسب تخصص و خلق یک حرفه جدید نیست.
سریع القلم دراین‌باره می‌گوید: «افرادی که مستقل از دولت، کار و درآمد و سرمایه تولید می‌کنند، شخصیت متفاوتی نیز دارند. کسی که بافکر خود، درآمد تولید می‌کند، نیازی به صنعت مخرب چاپلوسی، تملق و توجیه وضع موجود ندارد… هنگامی‌که شهرت یافتن، دولتی شود، افراد سعی می‌کنند در حاشیه دولت بمانند تا به‌طور طبیعی غریزه‌های آن‌ها ارضا شود.» در فعالیت‌های اجتماعی نیز اوضاع به همین منوال است.
عرصه‌هایی که بدون شک حضور جوانان می‌تواند آن‌ها را دگرگون و متحول کند. محیط‌ زیست، محیط‌های شهری، مراکز نگهداری معلولان و بهزیستی، خانه‌های سالمندان، حاشیه‌های شهر؛ سینما، گرافیک و … فضاهایی است که پتانسیل ایجاد تحولاتی بزرگ را دارند. ظرفیت دولت برای برآورده کردن مطالبات گوناگون محدود است. در کرمانشاه نیز با اشباع ظرفیت حوزه سیاست و افزایش مطالبات از استانداری و فرمانداری و … دیر یا زود باید بازگردیم و فعالیت‌های مدنی و اقتصادی را در کوچه‌پس‌کوچه‌های کرمانشاه جستجو کنیم و هرچه زودتر بهتر.

آوای کرمانشاه- ۲۶ مرداد ۹۵

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree