سازگاری کرمانشاهی | سید امیرحسین بنی اشراف

مرحوم مهندس بازرگان در کتاب «سازگاری ایرانی» (۱۳۵۷) که به عنوان فصل الحاقی کتاب «روح ملت ها» نوشته آندره زیگفروید، به آن اضافه شده است با ارائه ی مفهوم سازگاری ایرانی، سعی در پیداکردن ریشه عقب ماندگی های جامعه ایرانی دارد. از نظر زیگفروید شناسایی کیفیات و روحیات و امکانات یک ملت بدون مراجعه به پایه های جغرافیایی و ریشه های تاریخی و بدون مطالعه و کشف تاثیرهای مادی و معنوی که عوامل محلی و جریان های تاریخی در تکوین و تحول آن قوم داشته اند میسر نیست. از نظر مهندس بازرگان آنچه که به شخصیت هرکس بیش از همه شکل می بخشد شغل اوست. بنابراین درباره ی خلقیات ایرانیان هم باید گفت که بخش زیادی از آن متوجه ی شیوه ی معیشتی ایرانیان است که به آن ها خوی صلح جویی، ملایمت گری، زیستن خواهی و … را القا می کند. شیوه ی امرار معاش ایرانیان نیز به علت موقعیت جغرافیایی غالباً کشاورزی بوده است. و آنچه از دیرباز در فرهنگ ایران نقش داشته است «ده» و «کشاورزی» است. حتی اگر به تاریخ ایران بنگریم نخبگان علما و … همگی از روستاها برخاسته اند, و اسامی بسیاری از علما و سیاسیون این را نشان می دهد: کریم سنجابی, آیت ا.. کنی, قائم مقام فراهانی, کریم خان زند و ….
بر همین اساس شیوه ی زندگی ایرانیان ویژگی های اخلاقی زیر را به آنها تحمیل می کند. ویژگی‌هایی نظیر بردباری، شلختگی و بی برنامگی، تقدیرگرایی و وارهای بدان معنا که در این سیستم تلاش فرد رابطه مستقیمی با زحمتی که می کشد؛ ندارد.لذا اتکا به نفس او ضعیف می شود و او را به «وارهایی» می کشاند. سازگاری این سیستم معیشتی باعث می شود که به عنوان یک سیستم دفاعی خود را با هرگونه شرایط زمانی و مکانی سازگار کند، همچنین از نظر ایشان پراکندگی و دوری روستاها از هم دیگر عدم ارتباط، عدم اتحاد و عدم احتیاج آورده است.کشاورزی با القای تک زیستی و زمینگیری محدودیت های فراوانی را برای شخص به همراه می آورد. بر اساس این الگو که پایه در شیوه زیستی و معیشتی مبتنی بر کشاورزی است، در مناطقی از ایران که این الگوی معیشتی تسلط بیشتری دارد این عادتهای رفتاری نیز باید نمود بیشتر داشته باشد. فلذا می توان گفت بر اساس این دیدگاه استانی مانند کرمانشاه که کشاورزی از دیرباز در آن یکی از مهمترین منابع اقتصادی است، بخش زیادی از این عادات و رفتار ها، به خصوص «سازگاری» را به ارث برده است. با این تفاسیر علت بسیاری از مشکلات استان قابل توجیه است. آمار بالای بیکاری نیز صرف نظر از عوامل ساختاری با تکیه بر رفتارهایی چون وارهایی و تقدیرگرایی از سوی عامل انسانی توجیه می شود.
علاوه بر این سازگاری کرمانشاهی با مشکلات و انفعال در برابر معضلات شهری، فرهنگی، اجتماعی نیز با این الگو توضیح داده می شود. چنان که به بیان یکی از استادان بزرگ اقتصاد که چندی پیش به کرمانشاه سفر کرده بود، فاجعه قطع درختان در بلوار شهید بهشتی کرمانشاه، برای ساخت منوریل، اگر در بعضی شهرهای دیگر رخ داده بود، مردم با دراز کشیدن در راه ماشین‌های متولیان این کار، این فاجعه را دفع می کردند. این تنها مثالی از آن بلایی است که «سازگاری کرمانشاهی» بر سر ما آورده است. ما با چاله های پیاده رو و خیابان ها، ستون های منوریل و تصمیمات یک شبه مسئولین سازگار می شویم. نهایت واکنش ما به معضلات شهری آن است که مسیر رفت و آمدمان را عوض کنیم تا دلمان کمتر آزرده شود. در این میان عده ای با مصادره این حق با سخن گفتن از سوی مردم امتیازهای مختلفی را برای خود دست و پا کرده اند. چاره کار چنان که مهندس بازرگان می گوید، ناامیدی نیست، نهایتاً با توجه به گسترش آگاهی و سهولت اطلاع رسانی در رسانه های ارتباط جمعی جایی باید جلوی این چرخه را بگیریم. ما دوباره با شرق بازگشته‌ایم تا مهره ای در این بازی باشیم.

 

 

 صفحه اصلی/ ادامه مطلب

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree