با عشق و بی تخصص | سید امیرحسین بنی اشراف

بارها شنیده ایم و گفته اند که مطبوعات رکن چهارم دموکراسی  است. امروزه مفهوم مطبوعات چیزی فراتر ازآنچه که در گذشته بود را به ذهن متبادر می سازد و دیگر مانند گذشته مفهومی محدود به زمان و مکان نیست.  ابداع دستگاه چاپ در قرن ۱۵ مشخصه ورود به عصر جدیدی است که در آن تهیه نسخه های ارزان و فراوانی از نشریات میسر شد.  پس از آن،  دو عامل دیگر را میتوان،  نقطه ی تحول در عرصه مطبوعات و رسانه ها دانست.  تجاری شدن مطبوعات و گسترش آژانسهای خبری و تشکیل امپراطوری های رسانه ای از قرن ۱۹ به بعد و دیگر، جهانی شدن ارتباطات و ظهور رسانه های الکترونیکی.
با بسط رسانه های ارتباط جمعی جدید، حاکمان سیاسی می توانند با ایجاد حس صمیمیت در مردم چهره جدیدی از خود ارائه دهند. آنها پیش از حضور در جلوی دوربین ها گریم می شوند، و بعضاً  برای ارائه ظاهری دلنشین تر، تحت عمل های جراحی قرار می گیرند. آنها جلوی دوربین ها می ایستند و شما به چشمانشان خیره می شوید. آنها می خندند، بغض می کنند، از زندگی شخصیشان می گویند  و گاهی در مصاحبه های شان به اشتباهاتشان اعتراف می کنند. مردم نیز به دقت حرکات و رفتارهای حکام را از طرق مختلف زیر نظر دارند،  چیزی که پیش تر فقط اختصاص به نزدیکان سیاستمداران  داشت. همچنین در غیاب احزاب، مطبوعات در انتخابات ها می توانند نقش تعیین کننده ای در سمت و سو بخشیدن به  رای دهندگان شناور داشته باشند.
امروزه مطبوعات،  در شکل دادن به عقاید مردم به صورت مستقیم- حد اقل در ایران- نقش کمتری دارند، ابزارهای چون تلگرام، اینستاگرام،  فیس بوک و…  به عنوان وسایل دم دستی تر، با به وجود آوردن مفهومی به نام شهروند خبرنگار، تا اندازه زیادی این نقش را به عهده گرفته اند. با این وجود هنوز هم خبرنگاران هستند که در میانه انبوه اطلاعاتی که روزانه فکر و ذهن ما را بمباران می کنند، با غربال این اطلاعات، درست را از غلط جدا می کنند.
در  فواید حضور مطبوعات و نقش آن در دمکراتیزه کردن جوامع حرفهای زیادی زده شده است. چنانکه گفته می شود مطبوعات آزاد و مستقل نگهبانانی برای نقادی و بررسی اقدامات حکمرانان هستند. اما بوده اند بسیاری که  انگشت بر نقش منفی رسانه ها و مطبوعات  گذاشته اند. و از این منظر رسانه ها وسایلی هستند برای شکل دادن و ایجاد جهت به طرز تلقی  افراد عادی و از بین بردن تفکر مستقل و انتقادی در وجود آنها.
در کرمانشاه، علی رغم تعداد بالای رسانه های چاپی و اینترنتی، این نشریات هنوز نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را پیدا کنند. اکثر قریب به اتفاق این نشریات به علت عدم تأمین هزینه های جاری از کمبود نیروی متخصص رنج می برند و بعضاً  این تنگناها کار را به جایی می رساند که مسئولین بعضی از این نشریات مجبور می شوند به بازی های  ورود پیدا کنند  که نه تنها آنها را از رسالتشان دور می کند، بلکه کم کم شیوه امرار معاش جدیدی را برای آنها ارمغان می آورد تا نمایندگان وجهه تاریک مطبوعات در این استان باشند. اما هستند عده زیادی که بدون تخصص اما با عشق و  جیب خالی، استرس ساعتهای پیش از چاپ،  غلط گیری ها،  ویراستاری ها،  صفحه بندی ها  و دعواهای درون تحریریه چند نفری را به جان می خرند، تا شاهد زایش نشریه ای شوند،  که ممکن است،  گاهی نگاه رهگذری را  جلوی پیشخوان دکه ای بدزدد. اینها اگر چه نمایندگان خوبی برای رکن چهارم دموکراسی نیستند، اما مبارزانی هستند که در این کارزار تلاش می کنند، ستون این خیمه فرو نریزد. آنچه  پیش روی شماست چیزی فراتر از  هشت  صفحه کاغذ  کاهی است.

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree