او تنها پدر شرمنده دنیا نیست… | سید امیرحسین بنی اشراف

عکس: مسعود خلدی رضایی

ماه رمضان است. ما روزه ایم. قربه الی الله. روزه گرفته ایم تا حال و روز فقرا را بفهمیم. قند و چربی خونمان دارد بالا می رود. شاید یکی از همین روز ها مجبور بشویم سری به بیمارستان بزنیم و یک برگ از دفترچه بیمه مان را حرام کنیم. سفره افطار می اندازیم، همه را دعوت می کنیم و خدارا شکر می کنیم که مجبور نشدیم شب را در بیمارستان سر کنیم. فضایش دلگیر است و غذایش دل را بر هم می زند. شب ها هم سر را روی بالشت پر می گذاریم و می خوابیم. و ما دوباره روزه می گیریم تا حال و روز فقرا را بهتر درک کنیم. قربه الی الله. و آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید، یک نفر انگار در آب دارد می سپارد جان…

اینجا هیچ کس نیست که شب ها، سر گرسنه روی بالشت بگذارد. البته اگر بالشتی باشد و سقف بالای سری. و اگر نباشد می شود مثل فرامرز داستان ما. فرامرز کارگر ساختمان است، به قول خودش از بچگی یتیم شده و هیچ کس را در این دنیا ندارد. از دار دو دنیا دو پسر نوجوان دارد که باید از اول مهر دوباره پشت نیمکت ها بنشینند. سقف خانه شان آسمان کوهستان های حد فاصل کرمانشاه-کامیاران است. جایی که وقت اذان گرگها زوزه می کشند و آدم جای افطاری نیش عقرب می خورد. و ما روزه می گیریم برای درک حال و روز فقرا. قربه الی الله. فرامرز می گوید همه راه ها را رفته است. برای رییس جمهور نامه داده. تهران رفته و به دفتر همه مسئولین سری زده. به دست و پای صاحب خانه اش هم افتاده است. نهایتاً از اجاره ماهی صد و پنجاه هزار تومان بر نیامده و شب ها را در پارک ها خوابیده اند. اما گویا چهره شهر را زشت کرده اند و خاطر من و شما را مکدر. آن هم من و شمایی که برای درک حال و روزشان روزه می گیریم. پس، از پارک هم بیرونشان کردند. زمین خدا بزرگ است منتها بعضی از آن کشاورزی است و ممکن است خاطر کشاورز را هم مکدر کنند. برای همین آنقدر آمده اند تا به اینجا رسیده اند. کمی خاطر گرگ ها را آزرده اند. کمی هم جای عقرب ها را تنگ کرده اند ولی آن ها به اندازه انسانها نیشان نمی زنند. اینجا از خانه خودشان هم بهتر است. آشپزخانه اش اوپن است. استخر و جکوزی هم دارد. خودشان را یواشکی توی کانال آب زمین های خدا می شورند. در لا به لای سخنانش از پایگاهی در آن نزدیکی و به تعبیر او سپاه بسیار به نیکی یاد می کرد که در این مدت به او اجازه داده بودند دبه های آبش را از آنجا پر کند و چه اندازه که از این لطف آنها ممنون و متشکر نبود. چند دقیقه ای که آنجا بودیم بچه های پایگاه امداد جاده ای هلال احمر هم مردانه آمدند و چند قوطی قوطی کنسرو آوردند تا اینجا کسی نباشد که شب ها سر گرسنه روی سنگ می گذارد. موقع خداحافظی فرامرز و فرزندانش کنار وسایلشان ایستادند تا عکس یادگاری بگیرند. بچه ها سعی داشتند خود را از دوربین ما مخفی نگاه دارند. حتم دارم اگر مادرشان زنده بود حتماً سر در دامانش می گذاشتند تا کسی صورتشان را نبیند. شاید نمی خواستند همشاگردی هایشان بدانند که اینها تابستان خود را چگونه گذرانده اند. اما پدر که دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشت، در حالی که از شرم و گرما عرق می ریخت به روی ما لبخند می زد و بدرقه مان می کرد.

۵ دیدگاه برای “او تنها پدر شرمنده دنیا نیست…”

  • محمد سليمي گفت:

    نوشتت مثل همیشه زیبا بود.
    واما بعد
    متاسفانه اینجور خانواده هارو زیاد دیدم.خانواده هایی که اینقدر مشکلشون زیاده که ادم بعضی وقتها فکر میکنه که دیگه کمک کردن بهشون فایده ای نداره!!!به نظرم تکلیف این آدم های به ظاهر مذهبی که به قول تو برای درک حال فقرا سحر و افطار تا خرخره میخورند مشخصه!!درد اینجاست که آدم های به ظاهر روشن فکری هم که این جور ادم های مذهبی رو نشانه میگیرن و همیشه ازشون انتقاد میکنن هم هیچ کاری برای فقرا انجام نمیدن!کسایی که دم از انسانیت و اخلاقیات میزنن و میگن باید به جای مذهب به اخلاقیات و انسان توجه کرد و مبنای کار هارو بر این گذاشت هم هیچ وقت هیچ کاری نمیکنن!و یا شاید حتی در مواجه با این جور خانواده ها رفتار بدتری هم از خودشون نشان میدنن!!ودر واقع انگار یه جورایی این خانواده هارو جزو انسان به حساب نمیارن که حالا بخوان طبق انسانیت با اونا رفتار کنن!!خیلی از این آدم هارو دیدم که در مواجه با این خانواده ها بدونه اینکه حتی سعی کنن برای یک لحظه خودشون رو جای اینها بذارن تمام تقصیر فقر و بدبختی رو گردن خود خانواده مینداذن و میگن اینا که این همه مشکل دارن چرا بچه دار میشن و اصلا چرا ازدواج کردن!غافل از این که اونا دارن از زاویه دید خودشون و با توجه به سطح خانوادگی خودشون به قضیه نگاه میکنن در صورتی که این خانواده های بیچاره شاید اصلا تا به حال چیزی به اسم تنظیم خانواده به گو ششون نرسیده!!و یا اینکه این بیچاره ها که تا حالا برای کوچکترین کارشون هم برنامه نداشتن چه طور میشه توقع داشت که برای بچه دار شدنشون برنامه داشته باشن!
    همین چند روز ژیش شبکه ۴ یه برنامه راجع به کمک به مردم سومالی داشت.یه بنده خدایی پیامک داد که من به این مردم کمک نمیکنم چون دارن طوی این وضعیت بچه دار میشن و میخواست که جلوی بچه دار شدن اونها رو بگیرن!!!

    • سید امیرحسین بنی اشراف گفت:

      مرسی محمد جان که مه من لطف داری
      متسفانه امثال این آدم ها خیلی زیادن. و همونطور که تو می گی خیلی از ماها به راحتی از کنارشون می گذریم. چه بسا اینکه ممکن بود ما جای اونها باشیم…

  • محسن گفت:

    سلام
    اقا امیر حسین من می خواستم بدونم برا این خانواده شما کمک یا به اصطلاح دستگیری کردید یا نه خواهشا جواب بدید

    • سید امیرحسین بنی اشراف گفت:

      سلام دوست بزرگوار. طبق آخرین خبر من استانداری برای کمک رسانی تصمیم به اقدام داشت. آدرس رو هم از من گرفتن
      اگر مایل باشید پیگیری کنم و به شما خبر بدم

  • seven گفت:

    سلام
    دعا کنین منابع طبیعی نیاد بگیرشون.!!
    زیر پوست این روزها و شب ها چه دردهایی که نهفته نیست…

ارسال دیدگاه

Spam Protection by WP-SpamFree